مثل شخصیتهای کارتونی عین فرفره از این ور به آنور می دوم ، صحنه ای که گویی یک فیلم رو دور تند پخش می شود. قرار است تا نیم ساعت دیگر مهمان ناخوانده ای داشته باشیم. خدا خیرشان بدهد زنگ زدند و خبر دادند. اگر الان پشت در بودند چه می شد؟
روی میز را با دستمال جادوییم پاک می کنم ، خیلی وقت ندارم ، کاش این دستمال واقعا جادویی بود و با یک تکان خانه ی زیرو و شده ام مرتب می شد. خب میز تقریبا تمیز شد. متکاها را از روی زمین بر می دارم و بدو بدو به سمت کمد دیواری می روم . وای یادم رفت زیر کتری آب را روشن کنم. اسباب بازی های رها شده در سراسر پذیرایی و مداد رنگی ها و کاغذهایی که مثل بذر پاشیده شده برروی خاک جاجای خانه دیده می شوند را نیز، باید جمع کنم. سرعتم باورنکردنیست. در یک دقیقه همه را جمع می کنم و داخل سبد می ریزم. لباسهای شسته شده ای را که روی رادیاتها پهن کردم، بر میدارم . فرصت تا کردنشان را ندارم می ریزم روی تخت و در اتاق را می بندم. باید لباس خودم و بچه را هم عوض کنم. خوب شد ظرفها را شسته بودم وگرنه اصلا نمی رسیدم. همچنان بدو بدو می کنم. خم می شوم و چیزی از روی زمین بر می دارم. روی اپن اشپزخانه را مرتب می کنم . وسایل اضافی را بر می دارم و جایی پنهان می کنم . فعلا اینجا باشند تا بعد . میوه ها ! میوه ها را نشستم .وای خدا جون . اخه الان وقت اومدن بود. خب زودتر اطلاع می دادین . حالا من با این همه کار چکار کنم؟
میوه ها را داخل سینک می ریزم که با صدای زنگ‌آیفون از جا می پرم.

تنبلی در معنا عبارت است از به تعویق انداختن انجام امری که برایمان مهم و واجب است.

بطور مثال شما می دانید باید به همکارتان زنگ بزنیدو راجع به تنظیم برنامه کار فردا صحبت کنید ،اما این کار را به بعد موکول می کنید.
دانش آموزی که موظف به انجام تکالیفش است اما با علم به این که این کارا باید انجام دهد میل و رغبتی نشان نمی دهد و انرا به تعویق می اندازد.
گاهی این تنبلی در ظاهر چندان تاثیری در زندگی ندارد اما بعضی تنبلی ها می تواند به قیمت مرگ و زندگی ویا شکست و موفقیت تمام شود.
کارمندی که در ارسال نامه آزادسازی واردات یک داروی خاص و کمیاب تنبلی می کند چون می خواهد زودتر ناهارش را نوش جان کند و آنرا به فردا موکول می کند ، دانسته یا ندانسته اگر هم فردا دچار فراموشی نشود و نامه را ارسال نماید ، با همین یک کار کوچکش می تواند تاثیر بسزایی در زندگی یک عده بگذارد.
حالا بگذریم از این که تنبلی حتی در مسایل ساده ای همچون خواندن کتاب ، پیاده روی، یادگیری یک مهارت، پیگیری یک کاراداری و…شاید در کوتاه مدت اثر چندانی نداشته باشد اما این پشت گوش انداختن ها پس از گذشت مدت زمان نچندان زیادی اثرات سیل آسا و تشدید شده خود را در روند زندگی شخص آشکار می نمایند.
چند سال پیش برای تعمیر جارو شارژی ام به سراغ تعمیر کار لوازم خانگی محله امان رفتم . تعمیر کار مرد جوانی سی و چند ساله بود با هیکلی درشت و شکمی نسبتا بزرگ. با وجودی که سن چندانی نداشت و بعدها فهمیدم که مجرد است، موقع صحبت کردن نفس کم می آورد. به سختی از جایش بلند شد و چند قدمی داخل مغازه راه رفت و برای من که همانجا یادم افتاد پاکت جارو برقی هم لازم دارم ،یک بسته از جنس مورد نظرم را برداشت و به دستم داد.

اورا می شناختم ،چند بار دیگر هم گذرم به مغازه اش افتاده بود .جوان محجوب و کم حرفی بود. یکبار که پیدا کردن گوشتکوب چرخ گوشتی که می خواستم، در میان لوازم متعدد و اجناسی که نه چندان مرتب در گوشه وکنار مغازه روی هم تلنبار شده بود؛ چرخ می زد؛ گفت:” زیاد نمی توانم سر پا بایستم .زانوانم تحمل وزنم را ندارند.” خواستم حرفش را نشنیده بگیرم و همچنان منتظر پیدا شدن گوشتکوب همانجا بایستم اما نمی دانم چرا یکهو گفتم چرا وزنتان را کم نمی کنید؟ فروشنده که توقع این پرسش را نداشت، نگاهی به من انداخت و لبخند کجی زدو گفت، نمیشه، وقتش را ندارم. گفتم چرا ندارید؟ صبح ها که اینجا شلوغ نیست همین راسته خیابانی که داخلش هستید را چند بار قبل از باز کردن مغازه بالا وپایین بروید، باور کنید همین هم از یکجا نشستن بهتر است. سرش راتکان داد و گفت راست میگین ، علت اصلیش تنبلیه و خندید.

آن پسر جوان چند ماه بعداز این گفتگو یک شب در خواب سکته کردو دیگر هرگز چشم باز نکرد. مغازه اش تا مدتها تعطیل بود و اعلامیه ترحیمش روی پارچه سیاهی چسبانده شده بود.
وقتی خبر مرگش را شنیدم ناراحت شدم و پشیمان که ایکاش آنروز بیشتر صحبت می کردم و یکجوری قانعش می کردم که از فرصتهایی که دارد برای ورزش کردن استفاده کند و هر طور شده وزنش را کم کند. اما آن روز بخاطر این که او یک مرد غریبه بود و من صرفا یک مشتری خانم به خودم نهیب زده بودم و صحبتم را بیشتر از ان ادامه نداده بودم .
بهر صورت شاید حتی اگر من بیشتر هم می گفتم او قبول نمی کرد چون نیرویی قویتر مانع ازآن شده بود که او خودرا وادار به تغییر رفتار و ترک یکسری از عادات مضرکند. و آن نیرو چیزی نبود بجز تنبلی .

تنبلی در تحرک، در کنار عادت پر خوری و عدم رعایت اصول تغذیه آن جوان را بکام مرگ‌ کشید.
شاید بگویید کار از کار گذشته بوده و مشکل آن جوان چاق با ورزش و رژیم حل نمیشده و قسمتش مرگ بوده اما من می گویم که کاملا اشتباه می کنید.

مثالهای بسیاری وجود دارد از افرادی که درست در آخرین لحظات با تغییر در نگرش و رفتار خود با یک تصمیم ، سرنوشتشان را عوض کرده اند.می توانید مصداق این ادعا را در اطرافیانتان پیدا کنید، یا با مطالعه زندگی افراد موفق به موارد زیادی از این دست انسانها برخورد خواهید کرد.

عواقب تنبلی در زندگی اگر منجر به مرگ هم نشود خود می تواند باعث آسیب ها و ضررهای جبران ناپذیری بشود. فردی که مرتب کارهایش را به وقتی دیگر ، روزی دیگر و شنبه ای دیگر موکول می کند، نمی تواند به اهدافی که در نظر دارد برسد ‌همین ناکامی در برآورده شدن آرزوها و پیشرفت در کار و رسیدن به اهداف شخصی باعث ایجاد حس ناتوانی و بی مصرف بودن می شود که در صورت ادامه دار شدن افسردگی را به همراه خواهد داشت . زیرا شخص تنبل که می داند موفق نشدنش بدلیل ضعفی دردرون خودش است بتدریج اعتماد بنفس خود را از دست می دهد و چه بسا که دیگر خود را بشدت ناتوان و ضعیف بببند، این ضعف و خودکم بینی مانع اقدام جدی و دست به عمل زدن فرد شده و اورا به انسانی که حوصله انجام هیچ کاری راندارد تبدیل می کند. چنین حالتی اگر بطول بیانجامد برطرف نمودنش کار آسانی نخواهد بود.

علل تنبلی

تنبلی هم مثل هر رفتار دیگری نشات گرفته از یک عامل است. شما تا ندانید که علت تنبلی و اهمالکاریتان چیست نمی توانید به درمان و غلبه بر آن خیلی امیدوار باشید.
علت چیست که من بجای انجام کارهای منزل و مرتب کردن خانه ای بهم ریخته، دست روی دست گذاشتم و خودم را با کارهایی مثل چرخیدن در اینترنت و شبکه های مجازی مشغول کردم؟

من و شما باید دلیل تنبلیمان را بیابیم.
اگر مایل هستید بر تنبلی خود پیروز شوید خواندن ادامه مقاله را به شما توصیه می کنم.

۱) نداشتن هدف و برنامه در زندگی

یکی از دلایل مهم بی حوصلگی و نداشتن میل و رغبت به انجام کار، بی هدف بودن شخص است . فردی که نمی داند چه می خواهد، هیچ برنامه ثابت و مشخصی را درپیش نگرفته ، علاقه ای به دست روی زانو گذاشتن و بلند شدن از جایش ندارد. اودلش می خواهد همانجا منفعل و ساکن بنشیند تا زمان بگذرد. اهمالکاری و تنبلی ماحصل نداشتن انگیزه و هدف در زندگی شخص را مجاب به نشستن و پشت گوش انداختن کارهای مهم و حتی کاملا شخصی اش می کند. این نوع از تنبلی بیشتردر آدم هایی که هنوز نمی دانند قرار است چکاره بشوند، باید در چه حوزه ای وارد کار شوند، از زندگیشان چه می خواهند و کسانی که تجربه چند شکست را در زندگی خود داشته اند دیده می شود.

۲) تنبلم چون می ترسم

گاهی علت تنبلی نداشتن هدف و برنامه ریزی نکردن برای رسیدن به هدف نیست. بلکه شخص قصد انجام کاری را کرده که اتفاقا برایش مهم است. اما بجای شروع و دست بکار شدن مرتب امروز و فردا می کند. دلیل این رفتار می تواند ترس از شروع کردن باشد.

فکر کردن به سختی کارو ترس از موفق نشدن، مسخره شدن ، نداشتن اعتماد به خود و کاررا بسیار بزرگ و محال دیدن مانع از انجام حرکت و پیشروی شخص می شود. این افکارو موانع ذهنی بهمراه بازخورد های منفی دیگران و منع کردن ها و ترساندن هایشان ، بطور کلی شخص را از ورود به مرحله انجام منصرف می کند و او بهتر می بیند که با بهانه های کسب آمادگی بیشتر و منتظر فرصت مناسبتر ماندن تنبلی را پیشه کندو دست بکار نشود.

در جمع تنبلها بودن

کلاس سوم راهنمایی بودم. بدلیل تعمیرات مسئولین مدرسه تصمیم به اختصاص یک اتاق کوچک که قبلا جزئی ازدفتر مدرسه بود، بعنوان کلاس برای ما شدند. بدلیل محدود بودن نیمکت ها باید سه نفری داخل یک نمیکت باهم کنار می امدیم. من و دوستم مریم قبلا دونفری در یک نیمکت می نشستیم . حالا پریسا هم به جمع ما اضافه شده بود. پریسا یکی دوسال از ما بزرگتر بود. آخه قبلا اگر در یک درس نمره ده نمی گرفتی به اصطلاح رفوزه می شدی و باید کل سال را اول می گذراندی . پریسا دختری جذاب، خوش صحبت و زیبا بود. متاسفانه اصلا به فکر درس و مشق نبود. پریسا حواسش پی شیطنت های آن سن و سال و بازیگوشی و مد و اینجورچیزها بود. صحبتهایش برای من و مریم جالب و جدید بود‌ خیلی با نازحرف می زدو وقایع را بگونه ای دوست داشتنی تعریف می کرد. کم کم گوش دادن به حرفها و خاطرات پریسا برایم تبدیل به عادت شد.

سر کلاس درس و زنگهای تفریح تمام حواسم به پریسا بود. پریسا درسخوان نبود. هیچ وقت آماده سر کلاس حاضر نمی شد. تمرین ها را حل نمی کرد و طبیعتا نمرات خوبی هم نمی گرفت . اوایل سعی می کردم با یاد دادن دروس و حتی رساندن تقلب به او کمکش کنم. اما به مرور نسبت به درس و مشق دلسرد شدم . علاقه ای به انجام تکالیف نداشتم . حوصله دفترو کتاب را نداشتم. با بی میلی سر کلاس حاضر می شدم. در سخواندن برایم خیلی سخت شده بود. نتیجه مشخص بود. معدل ثلث اولم افتضاح بود. طوری که خودم ،خانواده و معلمها و تمام کسانی که من را می شناختند شوکه شدیم.افت شدید تحصیلی نتیجه نشست و برخواست چند ماهه من با پریسا بود. خوشبختانه من خیلی زود نتیجه معاشرت با تنبلهارا دیدم. باید جلوی بدتر شدن اوضاع را می گرفتم . تنها راه حل موجود این بود که جایم را عوض کنم . من یک نیمکت جلوتر رفتم . همین تغییر اندک در محل نشستن من سر کلاس باعث رشد چشمگیر و قابل توجه در نمراتم شد.
بله اگر در کنار افراد و در جمع تنبل ها هستید، جای تعجب ندارد اگر حال و حوصله انجام هیچ کاری راندارید. روحیه ،علایق ،طرزفکر دوستان و اطرافیان در روند فعالیت های شما نقش بسزایی دارند. اگر می خواهید برچسب تنبلی را از خودتان دور کنید دوستان خود را عوض کنید. یا محیطی را که تنبلی برآن حاکم است، ترک کنید.

مغز ما تنبلی را دوست دارد

بله درست است. مغز انسان بگونه ای طراحی شده است که از ما در برابر تهدیدها محافظت کند. مغز هر گونه تغییر در برابر راحتی و صرف انرژی را تهدید قلمداد می کند و هر کاری می کند تا جلویش را بگیرد. هر کاری که انجام دادنش برای ما راحت باشد در دستور کار و اولویت مغز قراردارد. حالا فکرش را بکنید انجام کاری جدید که برای مغز الگویی از آن وجود ندارد؛ نیاز به تفکر و اندیشیدن و خارج شدن از سیستم پردازش آسان و ساده که مستلزم صرف انرژی است، چقدر مضرو سخت تشخیص داده می شود. در نتیجه توسط مغز پس زده می شود. در واقع مغز ما دلش نمی خواهد کار سختی انجام دهد . یعنی این مغز به این پیچیدگی و با این همه قدرت خودش به تنبلی بیشتر علاقه دارد. زمانی که شما می خواهید کاری که به نظر مغزتان سخت و پیچیده می آید را انجام دهید ذهنتان شروع به مقاومت می کند و کلی دلیل منطقی و غیر منطقی برای پشیمان کردن شما ،ردیف می کند تا شما را منصرف کند. و همه این کارها را در واقع برای حفظ حالت ثبات و جلوگیری از مصرف انرژی انجام می دهد.

عادات غذایی شما در تنبل و زرنگ بودنتان موثر است

هر شخصی با توجه به فیزیولوژی و طبع بدن خود با مصرف برخی خوراکی ها دچار رخوت و سستی می شوند. مثلا افرادی که طبع سرد دارند پس از مصرف لبنیات و غذاهای سرد بی حال و بی حس می شوند، حتی ممکن است کاملا خواب آلود شوند. یا فردی که دچار کم خونی است فاقد انرژی لازم جهت انجام امورات خود خواهد شد. همینطور کمبود ویتامین ها باعث افت توانایی ذهنی و جسمانی فرد می شوند.

زندگی تک بعدی

غرق شدن در یک کار و تمرکز تمام و کمال انرژی و وقت روزانه به یک موضوع در درازمدت منجر به بی حوصلگی و کسلی فرد می شود. شخصی را در نظر بگیرید که فقط درس می خواند و سایر جنبه های زندگی را نادیده گرفته و با فدا کردن دیگر نیازهایش و صرف بیشتر یا تمام وقت و نیروی خود برروی هدفش رفته رفته دچار خستگی و دلزدگی می شود . چنین فردی با این شیوه و روالی که در پیش گرفته خود را بجایی می رساند که بعد از مدتی دیگر تمایلی به درس و کتاب ندارد و نسبت به این موضوع و هدف مهمش بی انگیزه می شود. باید بدانیم که ما انسانها نیازهای متنوعی داریم که بی توجهی به بعضی از آن ها عواقب بدی بدنبال دارند. ناگفته نماند که داشتن یک برنامه منظم که تمام جنبه ها و نیازها یمان را به میزان لازم در نظر گرفته باشد، در جلوگیری از بی حوصلگی و تنبلی ناشی از آن موثر است.

برای غلبه بر تنبلی و عادت اهمال کاری راهکارهایی توسط روانشناسان پیشنهاد می شود که درادامه با آن ها اشنا می شویم .

حالا که به اینجا رسیدیم اگر شما هم جز آن دسته از کسانی هستید که نشستن و به تعویق انداختن را بر بلند شدن و اقدام کردن ترجیح می دهید باید خدمتتان عرض کنم که شما تنبل هستید؛ و لازم است برای از بین بردن این صفت و عادت بازدارنده و زشت از همین حالا با خواندن ادامه مطالب راهی برای خود پیدا کنید.

◾️اولین و مهمترین راه برای چیره شدن بر میل بیکاری و راکد ماندن ،شروع کردن است. همین حالا مهمترین کاری که باید انجام دهید را پیدا کنید. باید از جا بلند شوید و شام درست کنید؟ برای دوست یا همسرتان با پیامک موردی را یاداوری کنید؟ گزارش کارتان را بنویسید و برای مسئولتان ارسال کنید؟ لباسهای شسته شده را از ماشین خارج کرده و پهن کنید؟ماشینتان را چک کنید ؟همین الان این کاررا انجام دهید. مغزتان را غافلگیر کنید و به آن اجازه بهانه آوردن و سست کردنتان را ندهید

◾️مشکل اصلی را بیابید

گاهی کاری که از انجامش در می روید یک کار ساده و کوچک نیست که به سرعت و با یک حرکت انتحاری بتوان از پسش بر آمد. شما در انجام کارهای مهمی که برای رسیدن به اهدافتان لازم و ضروری هستند دچار تنبلی و کاهلی هستید. باید خودتان را برای کنکور آماده کنید اما هر کاری می کنید غیر از درس خواندن، پرونده های کاریتان روزبروز بیشتر روی هم تلنبار می شوند. وزنتان بالا رفته و هنوز آن شنبه کذایی از راه نرسیده . اینجا باید در جستجوی عامل اصلی تنبلی و پشت گوش اندازی باشید . چه چیزی مانع حرکت شما می شود . از نتیجه کار هراس دارید؟ می ترسید شکست بخورید و موردانتقاد و قضاوتهای دیگران قرار بگیرید ؟ خودتان را واجد شرایط موفقیت نمی بینید؟ خسته هستید و توان انجامش را ندارید ؟ کار سخت است و دشوار و همین باعث می شود دست و دلتان بکار نرود؟ برایتان اهمیت ندارد؟ امیدی به موفق شدن در این وقت باقیمانده کم ندارید؟ یا چون وقت زیادی دارید فکر می کنید هنوز برای شروع کردن زود است ؟
علت چیست؟

◾️روی حل علت تنبلی تمرکز کنید

با کمی توجه و روراست بودن باخودتان می توانید به علت اصلی بی حوصلگی و تنبلیتان پی ببرید. بعد از کشف علت درصدد حذف آن باشید. راههای زیادی برای غلبه بر ترس از شروع کردن وجود دارد. باید بدانید که هیچ کس کامل نیست و حتی موفق ترین افرادی که اکنون شهرت جهانی دارند در بهترین شرایط کار خود را آغاز نکرده اند بلکه در مسیر قرارگرفتندو وبتدریج پیشرفت نمودند. اگر انرژی بدنتان افت نموده و از نظر جسمانی دچار ضعف شده اید با دادن یک آزمایش ساده خون و اندازه گیری مقادیر مهمی که پزشکتان درخواست کرده می توانید علت بی حالیتان را یافته و در جهت بهبودی اقدام کنید. اگر هم بدلیل مصرف نوع خاصی از غذا و یا خوراکی دچار بی حالی و خواب آلودگی می شوید ، با مدیریت رژیم غذاییتان ویا مصرف اینگونه خوراکیها در آخر شب و زمانهایی که کار مهمی ندارید تاثیرات کاهشی آن ها بر سطح انرژی و توانتان را به حداقل برسانید. بهر صورت اول مشکل را پیدا کنید سپس برای برطرف کردن آن تحقیق کنید و دست بکار شوید.

◾️ منظم باشید

برای غلبه بر تنبلی خودتان لازم است که برنامه خودتان را برای خودتان شفاف سازی کنید . کمی وقت بگذارید و به کارهایی که انجام می دهید فکر کنید. بیشتر مواقع ما زندگیمان را بر اساس هر چه پیش آید خوش آید تنظیم می کنیم و از برنامه ریزی و نوشتن کارهای واجبمان خودداری می کنیم . هر زمان یادمان افتاد اگر موقعش بود که انجام می دهیم در غیر این صورت به بعدا موکولش می کنیم . اینکار هم باعث ایجاد استرس می شود و هم مارا دچار سردرگمی می کند. بنشینید و لیستی از کارهای خودتان تهیه کنید . با دقت در این لیست می توانید بفهمید شما در طی یک روز چه کارهایی را بطور ثابت انجام می دهید. بیشتر وقتتان را کجا و صرف چکاری می کنید و کدام کارها راهر روز انجام می دهید .این شفاف سازی باعث می شود به کارهایتان نظم دهید . اولویتهایتان را مشخص کنید و برایشان وقت بگذارید . با دیدن لیست روزانه خودتان که هر شب قبل از خواب نوشته اید خود را مکلف به انجامش خواهید نمود. حالا می دانید که چکاری را باید انجام دهید و این به شما انگیزه می دهد.

◾️اهدافی دستیافتنی برای خود تعیین کنید

شاید شما آرزوی رسیدن به موقعیت و جایگاهی را دارید یا می خواهید تبدیل به فردی با ایده آلهای خودتان شوید ، باید بگویم که آرزو بر جوانان و حتی پیران عیب نیست. اما توقعات خودتان را در سطح انرژی و توان امروزتان پی ریزی کنید. مثلا شما می خواهید در کلاس نقاشی شرکت کنید و مثل اساتید برجسته یک نقاش ماهر و درجه یک شوید . اما وقتی شروع می کنید متوجه می شوید که بسیار با آن هدف فاصله دارید و این انگیزه شما را پایین آورده و باعث می شود دل و دماغ تمرین کردن نداشته باشید و تنبلی را انتخاب کنید. برای غلبه بر این وضعیت بهتر است برای خودتان هدفی در نظر بگیرید که دستیابی به آن خیلی دور از انتظار نباشد . مثلا در این مورد هدف کمی بهتر شدن در طول بازه زمانی مثلا شش ماه را برگزیده و روی آن تمرکز کنید. این نکته راهم مرتب به خودتان یادآوری کنید که هیچ کس از روز اول بهترین نبوده و رسیدن به هدف نهایی هم تمرین لازم دارد و هم نیازمند صرف وقت و انرژی زیاد است.

◾️برای خودتان یک همراه یا شریک تمرینی پیدا کنید

خیلی وقتها ما آدم ها برای انجام کارهایمان نیاز به یک همراه داریم. ردو بدل کردن اطلاعات و دانسته هایمان و دیدن میزان پیشرفت دوست و همراهمان ماراهم تشویق به ادامه مسیر و تحمل سختی هایش می نماید. اگر می خواهید بر تنبلی نداشتن انگیزه و تعهد برای یک برنامه مثل رعایت رژیم غذایی غلبه کنید انتخاب یک همراه که اوهم مثل شما خود را مکلف به رعایت رژیمی خاص می داند بسیار به شما کمک خواهد کرد. شما با به اشتراک گذاشتن پیشرفتهایتان و صحبت کردن در مورد نگرانی ها و موانعی که دارید می توانید از دلگرمی ها و راهنماییهای شریکتان کمک بگیرید. البته دقت کنید که همراهی که برای خود بر می گزینید هم، در همان مسیر باشد و خود شخصی تنبلتر از شما نباشد . که در آن صورت هردو یکدیگر را به تنبلی بیشتر تشویق خواهید کرد.

◾️ با مثبت اندیشی به خودتان انگیزه بدهید

انجام هر کاری با موانع و پیچیدگی هایی مواجه است. در بیشتر مواقع ما این مشکلات را از قبل پیش بینی نمی کنیم . شکستها و سختی های کار مارا دلسرد می کنند و ممکن است به بهانه های مختلف به سمت تنبلی و اهمالکاری برویم . به خودتان برای روحیه دادن و انگیزه دادن متعهد باشید . هیچ کس مهربانتر و مشفق تر از خودتان نیست. با توجه به نقاط قوت خودتان و یادآوری دستاوردهای گذشته روحیه خود را بالا نگه دارید. به خودتان یادآوری کنید که همیشه اوضاع بریک منوال نمی ماند و بلاخره سختی ها به پایان می رسند. مثبت اندیشی در ابتدا برای افراد بدبین و شکست خورده امریست بسیار واجب ودر عین حال مشکل .اما با تمرین و تداوم می توانید این ویژگی را در خودتان ایجاد کنید . زندگینامه افراد موفق را بخوانید متوجه می شوید که آن ها هم در قسمتهایی از مسیر چالشهایی داشته اندو گاهی دلسرد و ناامید شده اند .اما یک نقطه مشترک بین همه آن ها اعتماد بخود و هدفشان است . برای بالا بردن انگیزه و روحیه خود می توانید از جملات تاکیدی و فیلمهای انگیزشی، بخصوص در ساعات آغازین روز بهره بگیرید .

◾️اهدافی دستیافتنی برای خود تعیین کنید

شاید شما آرزوی رسیدن به موقعیت و جایگاهی را دارید یا می خواهید تبدیل به فردی با ایده آلهای خودتان شوید ، باید بگویم که آرزو بر جوانان و حتی پیران عیب نیست. اما توقعات خودتان را در سطح انرژی و توان امروزتان پی ریزی کنید. مثلا شما می خواهید در کلاس نقاشی شرکت کنید و مثل اساتید برجسته یک نقاش ماهر و درجه یک شوید . اما وقتی شروع می کنید متوجه می شوید که بسیار با آن هدف فاصله دارید و این انگیزه شما را پایین آورده و باعث می شود دل و دماغ تمرین کردن نداشته باشید و تنبلی را انتخاب کنید. برای غلبه بر این وضعیت بهتر است برای خودتان هدفی در نظر بگیرید که دستیابی به آن خیلی دور از انتظار نباشد . مثلا در این مورد هدف کمی بهتر شدن در طول بازه زمانی مثلا شش ماه را برگزیده و روی آن تمرکز کنید. این نکته راهم مرتب به خودتان یادآوری کنید که هیچ کس از روز اول بهترین نبوده و رسیدن به هدف نهایی هم تمرین لازم دارد و هم نیازمند صرف وقت و انرژی زیاد است.

◾️برای خودتان یک همراه یا شریک تمرینی پیدا کنید

خیلی وقتها ما آدم ها برای انجام کارهایمان نیاز به یک همراه داریم. ردو بدل کردن اطلاعات و دانسته هایمان و دیدن میزان پیشرفت دوست و همراهمان ماراهم تشویق به ادامه مسیر و تحمل سختی هایش می نماید. اگر می خواهید بر تنبلی نداشتن انگیزه و تعهد برای یک برنامه مثل رعایت رژیم غذایی غلبه کنید انتخاب یک همراه که اوهم مثل شما خود را مکلف به رعایت رژیمی خاص می داند بسیار به شما کمک خواهد کرد. شما با به اشتراک گذاشتن پیشرفتهایتان و صحبت کردن در مورد نگرانی ها و موانعی که دارید می توانید از دلگرمی ها و راهنماییهای شریکتان کمک بگیرید. البته دقت کنید که همراهی که برای خود بر می گزینید هم، در همان مسیر باشد و خود شخصی تنبلتر از شما نباشد . که در آن صورت هردو یکدیگر را به تنبلی بیشتر تشویق خواهید کرد.

◾️ با مثبت اندیشی به خودتان انگیزه بدهید

انجام هر کاری با موانع و پیچیدگی هایی مواجه است. در بیشتر مواقع ما این مشکلات را از قبل پیش بینی نمی کنیم . شکستها و سختی های کار مارا دلسرد می کنند و ممکن است به بهانه های مختلف به سمت تنبلی و اهمالکاری برویم . به خودتان برای روحیه دادن و انگیزه دادن متعهد باشید . هیچ کس مهربانتر و مشفق تر از خودتان نیست. با توجه به نقاط قوت خودتان و یادآوری دستاوردهای گذشته روحیه خود را بالا نگه دارید. به خودتان یادآوری کنید که همیشه اوضاع بریک منوال نمی ماند و بلاخره سختی ها به پایان می رسند. مثبت اندیشی در ابتدا برای افراد بدبین و شکست خورده امریست بسیار واجب ودر عین حال مشکل .اما با تمرین و تداوم می توانید این ویژگی را در خودتان ایجاد کنید . زندگینامه افراد موفق را بخوانید متوجه می شوید که آن ها هم در قسمتهایی از مسیر چالشهایی داشته اندو گاهی دلسرد و ناامید شده اند .اما یک نقطه مشترک بین همه آن ها اعتماد بخود و هدفشان است . برای بالا بردن انگیزه و روحیه خود می توانید از جملات تاکیدی و فیلمهای انگیزشی، بخصوص در ساعات آغازین روز بهره بگیرید .

◾️ورزش کنید

شاید بگویید من کلا آدم تنبلی هستم و حوصله هیچ کاری را ندارم، حالا برای درمان تنبلی باید ورزش کنم؟ جواب مثبت است . وقتی یکجا می نشینید عضلاتتان رفته رفته در اثر کم کاری دچار ضعف و اتروفی(تحلیل رفتن) می شوند. سطح اکسیژن خون پایین می آید که نتیجه آن افت کارایی مغز و سایر اندامهای بدن است . شما با ورزش کردن و بالا بردن سطح اکسیژن خونتان، به مغز و قلبتان کمک می کنید بهتر کار کنند. در ضمن عضلات شما تقویت شده و همه این ها بخصوص با بالا بردن روحیه و ایجاد حس نشاط و سرزندگی به شماانگیزه لازم برای پایبندی به برنامه ها و تلاش بیشترو دوری از تنبلی و رخوت را به ارمغان می آورد.اگر امکان ثبت نام در یک باشگاه ورزشی و بهرمندی از فضای پرانرژی و امکاناتش را ندارید سعی کنید در خانه حداقل روزی نیم ساعت ورزش کنید. ممکن است در ابتدا برایتان بسیار مشکل باشد که زمانی را به این کار اختصاص دهید ویا ذهنتان با آوردن بهانه های مختلف شما را از ورزش کردن منصرف کند. اما یادتان باشد باید شروع کنید حتی اگر شده با روزی یک دقیقه ، با روزی یک حرکت . اما همین هم از نشستن و منتظر امدن فرصت مناسب و شرایط ایده آل برای ورزش کردن بهتر است . فقط یادتان باشد که هرروز همین حداقل زمان راهم ورزش کنید. خودتان متوجه خواهید شد که رفته رفته زمانش را بیشتر می کنید تا جایی که تبدیل به یکی از عادتهای مفید و هرروزه تان خواهد شد. یکی دیگر از کارهایی که می تواند در بالابردن روحیه و شادابی به شما کمک کند؛ پیاده روی روزانه است . این فعالیت راهم می توان از کمترین زمان مثلا ده دقیقه شروع کرد و بتدریج زمانش رابیشتر کرد. پیاده روی علاوه بر این که عضلات شما را بکار می گیرد، در تخلیه انرژی های منفی و باز شدن ذهن و تغییر روحیه بسیار موثر است. وقتی پیاده روی می کنید و به دوردستها نگاه می کنیدو از انرژی نور خورشید استفاده می کنید، ذهنتان آرامتر شده و راحت تر می تواند شرایط را بررسی کرده و به شما راهکار ارائه دهد. تمایل ذهن برای نگرش مثبت بیشتر شده و همه این ها برای این که شما دیگر یک انسان تنبل نباشید و با قدرت به سمت کارو هدف موردنظرتان حرکت کنید، کافی هستند.

◾️اعتماد بنفس خودتان را بالا ببرید

ریشه بیشتر ‌بی حوصلگی ها و رفتارهای منفعل و تنبلی ها همین نداشتن اعتماد بنفس است. اغلب ما در کودکی با جملات منفی چون: تو نمی توانی،نمی شود، سخت است ، کار تونیست ، یا یک کاری را شروع نکن یا اگر کردی درست انجامش بده، سکوت کن تا کج فهمی ها و نواقصت پوشیده بمانندو….که از دهان والدین، معلم ها، اطرافیان و حتی رسانه ها شنیده ایم ، باور کرده ایم که توانایی انجام هیچ کار درستی را نداریم . بخصوص اگر سابقه چند شکست و تحقیرهای پس از آن راهم داشته باشیم. اعتماد بنفس پایین جلوی حرکت ما را می گیردو به ما اجازه عرض اندام و تمرکز برروی اهدافمان نمی دهد. برای حل این مشکل اگر می توانید از مشاورین خبره کمک بگیرید. راهکارهای زیادی برای بالابردن اعتماد بنفس از سوی متخصصین ارائه شده اند که می توان از آنها هم استفاده کرد.

◾️از همان سر صبح زرنگ باشید

بهترین شیوه برای بالابردن انرژی و تقویت روحیه بهره مندی از حس نشاط و سرزندگی جاری در ساعات اولیه روز است. اگر عادت به بیدار نشستن شبانگاهی دارید و دیربه رختخواب می روید خدمتتان عرض کنم که اگر هم فردی فعال وپرانرژی باشید نعمت خاصیت جوانسازی نسیم زلال صبحگاهی و درخشش اولین پرتوهای گرم خورشید را از دست می دهید. صبح زود از جا بلند شوید، آبی به سررویتان بپاشید، پرده اتاق را کنار بزنید و از آواز گنجشکها و انوار ملایم خورشید لذت ببرید. شما برای این که کل روز با انگیزه و شاداب باشید ، می توانید از اثرات فوق العاده سپاسگزاری صبحگاهی استفاده کنید. هرروز صبح زمان کوتاهی را به شکرگزاری عمیق و واقعی بخاطر نعمتهای گوناگون زندگیتان، اختصاص بدهید. هرروز بگردید و موارد جدیدی برای تشکر و قدردانی از خالق یکتا پیدا کنید. بعد از مدتی این کار می شود جزو رویه زندگی شما و با ایجاد و تقویت احساسات مثبت و بالا بردن سطح انگیزه و انرژی در اولین ساعتهای روز، شما دیگر تمایلی به تنبل بودن نخواهید داشت.

◾️چاله چوله های زندگیتان را با نوشتن آسفالت کنید

حتما شما هم در مورد فواید نوشتن در مورد دلایل نگرانی ها و تشویش ها بسیار شنیده اید. زندگی پستی و بلندی دارد و روزهای سخت را همه تجربه می کنند. شرایط و اتفاقات بد و ناخواسته عامل مهم زمین خوردن و نابودی انسان های زیادی بوده و هست. نحوه برخوردافراد در اینشرایط متفاوت است. همین اختلاف باعث دلسردی و یاس و ناانیدی عده بسیاری می شود. در نقابل هستند کسانی که پس از شکست و طی دوره ای برای خود بارور سازی و تجدید نیرو دوباره بپا می خیزند. آن ها با پیروزی بر افکارو خاطرات بد خودرا از زنجیر اسارت بدبینی و ترس و ناامیدی نجات می دهند. این توانایی می تواند ذاتی باشد و اگر هم نه باتمرین و کوشش بدست می آید. تربیت صحیح و دادن اعتماد بنفس ودادن اجازه شکست خوردن و تجربه کردن به کودکان منتج به رشدو پرورش روحیه جنگندگی و خوش بینی در افراد می شود. اگر شما جز ان دسته از افرادی هستید که در مواجهه با سختی ها و نشکلات خیلی زود خود را می بازندوبا اعتقاد به بدبختی و بد شانسی ابدی خود بجای اقدام کردن و دست به عمل زدن شروع به سرزنش کردن خود و دیگران می کنندو مشکل را به حال خود رها می کنند، می توانید از نوشتن در جهت کم شدن استرس و فشار روانی شرایط حاد و دشوار پیش آمده کمک بگیرید.

◾️به خودتان جایزه بدهید

درمان تنبلی اراده می خواهدو پشتکار. راهی است پر از مانع و وسوسه های دلفریب. هر بار که دست رد به سینه عادت تنبلی می زنید و یک قدم به سمت هدف جلو می روید خودتان را تشویق کنید. اگر لازم است برای خودتان یک جایزه در نظر بگیرید. مثل خوردن یک خوراکی مورد علاقه، دیدن یک فیلم، کمی استراحت، لباس یا حتی یک جفت جوراب نو…هر چیزی که دوست دارید. فقط حواستان باشد جایزه اتان شما را از هدفتان دور نکند.

◾️هرگز تسلیم نشوید

پیروزی بر تنبلی ودر مسیر ماندن با تمام انگیزه ها و چشم انداز زیبایی که داردگاهی بسیار مشکل می شود. شما ممکن است با موانع و دشواریهای زیادی روبرو شوید که بنظر بسیار بزرگ و حل نشدنی بنظر برسند. اینجاست که باید خودتان را در مسیر نگه دارید و تسلیم نشوید. روحیه جنگندگی و مقاومت را در خودتان با گفتن عبارات تاکیدی مناسب، توجه به نقاط قوت خودتان، ایمان به این که می توانید و هر چه که به شما قدرت می دهد، زنده نگه دارید. اجازه ندهید مشکلات شما را به زانو در آورند. ترسو نباشید و به حرکت ادامه دهید. با این رویه حتما موفق می شوید.

◾️خودتان را تنبیه کنید

هر زمان به هر دلیلی مغلوب تنبلی و اهمالکاری شدید خودتان را جریمه کنید. این جریمه می تواند انجام کاری باشد که از آن فراری هستید، یا یک جریمه نقدی. یا محرومیت از چیزی که خیلی دوستش دارید. این سخت گیری ها در نهایت برایتان مفید خواهد بود.

کلام آخر
یادتان باشد فرایند تغییر عادت تنبلی ممکن است بسیار مشکل باشد، خسته اتان کند، اشکتان را در بیارد و حتی منزویتان کند، شاید مورد تمسخر دوستانتان قرار بگیرید و حتی طرد شوید. اما این ها همه به نتیجه ای که برایتان به ارمغان می آورد می ارزد.