♦ آموزگاری را تجسم کنید که می‌کوشد کلیه شاگردانش نمره الف بگیرند و تمام والدین از نحوه تدریسش راضی باشند
♦  تک تک دانش‌آموزان کلاس به او آنچنان که شایسته است احترام بگذارند و با رضایت خاطر تمامی قوانین را رعایت کنند.
♦ معلمی کار آسان و بی‌دردسری باشد.

هر کدام از این توقعات ایده‌آل و خواستنی هستند. اما یک چیز اشتباه است.

هیچکدام از این‌انتظارات در واقعیت به طور کامل عملی نمی‌شوند.

زنی که می‌کوشد کلیه وظایف خود من‌جمله مادری، همسری، فرزندی، کارمندی، شهروندی و حتی همسایگی را با بهترین راندمان و کیفیت انجام دهد، طولی نمی‌کشد که خستگی، سطح بالای توقعات اطرافیان، عذاب وجدان و حسرت فراموش کردن خود و آرزوهایش او را از پای درمی‌آورد.

مردی که انتظار دارد، همسر، فرزند، همسایه، مشتری، خریدار، کارمند و رئیسش همواره مطابق میل او رفتار کنند، با کوچکترین رفتار متفاوت و اختلاف سلیقه‌ای بهم می‌ریزد؛ براحتی آرامش خود و دیگران را نیز بهم می‌زند.

کسی که با کوچکترین ناملایمات، جواب رد شنیدن، تب فرزند، بی‌خوابی، کار زیاد، محدودیتهای فردی و اجتماعی و تغییر محل و… زمین و زمان را بهم می‌دوزد، اهل کار نیست و باید در همان محدوده امن خودش بماند. پیشرفت او محدود است چـون، قطر دایره امن او از رفع نیازهای اولیه، آب در دل تکان نخوردن های همیشگی و ثبات تکراری فراتر نمی‌رود.

بخاطر داشته باشیم که،این سه باید مانع پیشرفت ما می‌شوند:

 

  • من باید در تمام کارهایم موفق شوم.
  • تو باید همیشه با من خوب رفتار کنی.
  • دنیا باید جای راحتی باشد.

برای پیشرفت در هر کار، تغییر رفتار، بهبود روابط و کسب علم و مهارت این سه عادت و شیوه دست‌و‌پاگیر را باید کنار گذاشت.
پیشرفت پیوسته و قابل لمس درهر حوزه‌ای  غلبه برکمالگرایی، پذیرش افراد با طرزفکر و رفتار متفاوت و دست آخر آمادگی برای خروج از دایره امن را می‌طلبد.