از انتشار اولین پستم در وبلاگ شخصی، مدت زیادی نمی‌گذرد. روزی که کمال‌طلبی و ترس را کنار گذاشته، پا به عرصه‌ای ناشناخته گذاشتم. قطعا آن روز نقطه عطفی در زندگی من بود.

اگر اصرار‌ها و توصیه‌های مکرر استادم شاهین کلانتری نبود من هنوز هم بر سر دوراهی شک و تردید ایستاده بودم.

نه این که حالا فیل هوا کرده باشم، یا کلکسیونی از افتخارات بدست آورده باشم، نه، حالا اما حالم بهتر است.

حسی چون مسئولیت نسبت به خود و سایتم دارم. تعهد به قولی که به خودم دارم، وادارم می‌کند از چرخ‌زدن‌های بی‌هدف و ملال‌آور در فضای مجازی کم کنم و بیشتر بخوانم و بدانم.

در همین مدت کوتاه بسیار آموختم. فوبیای کامپیوتر و دنیای دیجیتال که هراسی کهنه و قدیمی بود اکنون به لطف وبلاگ‌نویسی و دردسر‌هایش؛ درمان شده و می‌رود تا تبدیل به یکی از علائقم شود.

علاوه بر آن هنر تمرکز کردن را آهسته آهسته می‌آموزم.

یاد گرفتم با دقت در خود و احوالاتم بنگرم. برای خودم ضرب‌العجل تعیین کنم، تا جلوی گرفتارشدن در روزمرگی و وقت‌کشی را بگیرم.

آموختم با نشستن و حلوا، حلوا کردن دهان شیرین نمی‌شود. قدم در راه باید گذاشت و در پس هر افتادن تجربه‌ای در کوله بار ریخت و از نو بلند شد.

اینجا دوستانی یافتم که قبلا تصورش را هم نمی‌کردم. دوستان بی‌نظیری که با نقطه اشتراک نوشتن، هر یک دغدغه‌ای دارند. افراد هدفمندی که تعهدشان مداومت و استقامت در کار است.

هر یک درسی به من می‌دهند و با الهام گرفتن از ایده‌ها و موضوعات آن‌ها به نوشتن بیشتر و ارتقا سطح مهارت خود ترغیب می‌شوم.

با تجربه خشک‌شدگی قلم و دچار شدن به درد بی‌حوصلگی بود که فهمیدم؛ باید با این موانع طبیعی کنار آمد. اما تسلیم نشد. هر بار باید محکمتر هندل زد تا موتور نوشتن دوباره روشن شود.

 

قرا بود در این مکان از تجربیات و آموخته‌هایم در راه تغییر عادات بگویم. از اشتیاق سوزان روزهای نخست و از کم شدن تدریجی آن میل و در جا زدن و به وادی فراموشی سپردن. از دوباره برخاستن و به خود انگیزه دادن و ادامه دادن و ادامه دادن.

چرا که به قول ناپلئون هیل کسانی که عادت مقاوت را در خود می‌کارند خود را در برابر شکست بیمه می‌کنند.

یکی از همین عادات پایبندی به نوشتن در وبسایت است.

نوشتن صفحات صبحگاهی که چون دلوی جادویی چاه ایده‌ها را پر می‌کند و خمودی و کسالت یبوست قلمی را بر طرف می‌سازد؛ شکل‌گیری اولیه این عادت را در من آسان‌تر کرده است.

 

وبلاگ‌نویسی قرار است از من، منی متفاوت بسازد. هنوز راه درازی در پیش دارم. ( راهی که به نظر خیلی‌ها به جایی نمی‌برد و بهتر است وقتم را برایش هدر ندهم.) ولی من خود شاهد این تغییرات جزئی اما مهم و دلچسب هستم.

همیشه پشتکار را ستوده‌ام. افراد موفقی را که در دل تاریکی‌ها، میان انبوه انتقادات و دست‌انداز‌های کوچک و بزرگ به حرکت ادامه داده و پیش رفته‌اند را تحسین کرده‌ام.

حالا نوبت خودم است. با پایبندی و مداومت در وبلاگ نویسی قصد ساختن و نهادینه‌کردن عادتی مهیج و سازنده دارم.

برایم روشن است که درجازدن‌ها و توقف‌های کوتاه و تمایل به پناه بردن به بهانه‌های جورواجور برای طفره رفتن از کار، طبیعی و عادیست. اما در نهایت این پشتکار و پافشاری است که پیروز می‌شود.

 

تنها کاری که باید انجام دهم این است که با تداوم در کار، خودم را به خودم ثابت کنم. صد البته که هدف و منظورم مفید بودن سایت و دیده شدنش است. اما می‌دانم که این پروسه زمانبر است و نیاز به صبر و شکیبایی دارد.

بین من و این هدف فاصله زیادی هست و این تازه گامهای نخستین است.

فعلا باید بنویسم. چون نگاه به هدف و به انتظار حصول فوری نتیجه کار کردن ، فقط دلسردی می‌آفریند و نتیجه‌ای جز  نابودی میل و انگیزه نخواهد داشت.

/به قول استاد هدف جذاب‌تر بنظر می‌رسد، اما عادت سازنده‌تر است.