آیا برای موفقیت راه دیگری جز تلاش مستمر و هدفمند هست؟

شاید یک راه میانبری باشد. یک شبه ره صد ساله رفتن، چرا باید انقدر دست نیافتنی به نظر برسد؟

 

شاید جاهای دیگر دنیا نشود اما اینجا ایران است. کم از سرزمین عجایب ندارد. این همه پولداری که با تقه یک در به ثروت رسیده‌اند ، گواه این ادعاست.

در پاسخ بهتر است برگردیم به پیشینه این افراد که بله بسیارند کسانی که با یک تلفن کوچک صاحب پول بزرگ،خانه بزرگ،ماشین بزرگ و کله بزرگ می ‌شوند. اما من که از این تلفنهای جادویی ندارم چه کنم؟‌‌په انتظار معجزه بنشینم یا پولم را در شرط‌بندی ها و قرعه‌کشی‌ها وارد کرده دعا کنم بخت خفته از خواب برخیزد.

شما را نمی‌دانم اما من صبر ایوب ندارم. هر چند می‌دانم هیچ نسخه و روشی نیست که بتواند بسرعت من را به موفقیت برساند.

قطعا هدفم مهارت در نوشتن و بیان شیوا و صریح در نوشته‌هایم است. البته که خیلی خوب می‌شد اگر با یک معجون یا قرص و حتی چند جلسه پرتودرمانی مثلا با کمک لیزر می‌توانستم تمام اطلاعات و تجربیات لازم را بدست آورده و یکباره به نویسنده‌ای در حد دولت ‌آبادی و مسکوب و سایر پیشتازان این عرصه بدل شوم.

فکرش را بکن. یک روز صبح از خواب بیدار می‌شوی و می‌بینی خودکارت جادویی شده. یا که ذهنت چنان باز و خلاق گشته که حتی خودت خودت را نمی‌شناسی. آن وقت چه می‌شد؟

 

اما حیف و صد حیف که راهی نیست جز نوشتن و خواندن و سوی چشم گذاشتن.

کاری که این روزها که اول راه هستم بسیار عبث و بیهوده به نظر می‌رسد. هدفی که خود را دست نایافتنی جلوه می‌دهد. نمی‌دانم شاید می‌خواهد قدر و قیمتش را بالاتر ببرد و سودی به جیب بزند.

اما هر چه اندر احوالات خود و آن‌ها که پیشتر قدم در این مسیر گذاشته و امروزه از ثمره آن لذت می‌برند بهتر می‌نگرم بیشتر به لزوم تمرین سخت و استقامت و مداومت پی‌می‌برم.

به امید روزی که دارویی برای پیروزی یک‌شبه به روشهای نوین نوترکیب یا هر روش جدید دیگری ساخنه شود. تا کمتر به عرق ریختن و جان‌کندن نیاز داشته باشیم.

آخ یادم رفت چنین فرمول سحر‌آمیزی اگر پیدا شود هم، باز دست من و امثال من که نمی‌رسد. نخیرانگار باید بروم کشکم را بسابم. زهی خیال باطل.

بله! از ازل بهر ما هماناست که بود.

کار، کار و کار و دیگر هیچ تا که محقق شود هر آن چه که نا‌ممکن بود.