تعریف خودخوری: نام علمی خودخوری گفتگوی درونی است. گفتگویی تک نفره که همچون رگباری پیوسته در جهت خود سرزنشی بدون کنترل شخص در جریان است. فرد قادر به ساکت کردن این دیالوگهای تکراری سرزنشگر نیست. این نوع اختلال نیز مانند سایر رفتارهای منفی در اثر تکرار و تشکیل الگوهای عصبی قوی و پایدار در مغز تبدیل به یک عادت شده و ترک کردن آن مشکل می شود. در حقیقت از همان سالهای اول تولد ما شروع به گفتگو با خودمان می کنیم . از دوسالگی در حین یادگیری کلمات جدید و تمرین صحبت کردن با صدای بلند با خودمان حرف می زنیم . به مرور و تا سن حدود چهار سالگی می آموزیم که میدان این گفتگو را به درون خود محدود کنیم. در واقع این گفتگوی درونی نرمال نوعی اهرم کنترلی انسانی است. عاملی است که انسان بتواند با قدرت کلمات رفتارهای خود را کنترل کند. همان نیرویی که به ما اجازه بروز بعضی رفتارها را نمی دهد و جلوی زبان ما را در گفتن برخی جملات می گیرد. افرادی که دچار ضعف در این سیستم خود کنترلی هستند قادر به کنترل گفتار و رفتار خود نیستند. ما به کمک این سیستم درونی قدرت کنترل رفتار و گفتار خود را بدست می آوریم . حال هر گونه افراط و تفریط در این سیستم می تواند منجر به بروز مشکلات متعددی شود.

دستهای زن می لرزد. مرتب داخل کیفش را نگاه می کند همه جیب ها و زیپ ها را وارسی می کند. به طرف صندوق عقب ماشین می رود. لباسها را از داخل چمدان بیرون می ریزد.” کجاست؟ همینجا گذاشته بودم. لعنتی چرا یادم رفت؟ لحظه آخر فراموش کردم برشان دارم. از بس گیجم. مهمترین چیز را فراموش کردم. حال بدون بلیط چکار کنیم؟ جواب شوهرم را چه بدهم؟ بازهم یک گیج بازی دیگر. بازهم غرو غرو توبیخ و تحقیر. حالاباید با این همه اخم و تخم و سرکوفتهایی که خواهد زد سر کنم. خاک برسر من گیج بکنند. چرا یادم رفت بلیط ها را بردارم؟ مرد با عصبانیت به زن نگاه می کند و دستش را به زیر چانه زده و آرنجش را روی زانو قرار داده و زیر لب غرولند می کند. زن این نگاهها را می شناسد و با خود تکرار می کند هر چه سرت بیاید حقت است. حالا باید کلی حرف بشنوی. خدا کند پرواز تاخیر داشته باشد تا بچه ها بلیط ها را برسانند. مثلا خیر سرمان می خواستیم سالگرد ازدواجمان را دو نفری در کیش بگذرانیم. همش را خراب کردم. همش تقصیر من است.هر چند با وجود کلی کار که برای آماده شدن سفر داشتم و برداشتن وسیله ها  بستن چمدان ها و آماده کردن غذا برای بچه ها تا در این سه روزی که نیستم گرسنه نمانند و سپردن و سفارش توصیه های مختلف و…. سرم حسابی شلوغ بود و در این بین هم باید به دستورات و امرو نهی های آقارسیدگی می کردم ولی بازهم نباید بلیط ها را جا می گذاشتم. حالا هر چه بگوید حقم است.

 

این گونه گفتگوهای خود تنبیه کننده با الگوهای مخرب گاهی فقط به کلمات محدود نمی شود. بلکه شخص از تصاویر هم در ذهن خوداستفاده می کند تا خودش را محکوم وتنبیه ومجازات کند.

در حالت بیمار گونه این رفتار که نشخوار ذهنی نامیده می شود فرد کلمات خود را چند بار بیرون آورده و دوباره آن ها را جویده و مدام به آن ها فکر می کند. این چرخه مرتب تکرار می شود و شخص قادر به توقف آن نیست.

عادت به خودخوری با محوریت برجسته کردن کمبود های فرد و نواقصی که دارد منجر به حساسیت افراطی می شود. این افراد نسبت به توانایی ها و داشته های خود دید منفی دارند. تصور می کنند اطرافیانشان مدام آن ها را قضاوت می کنند و مورد ارزشیابی قرار می دهند. بنابراین خودشان پیش دستی نموده و قبل از هر کس دیگری خودشان را متهم ساخته و مورد سرزنش قرار می دهند.

جالب است بدانید که زنان بیشتر از مردان خودخوری می کنند. دلیلش هم به دو علت حساس بودن بیشترروحیه آن هاست. همچنین زنان بیشتراز مردان به روابط انسانی که از مهمترین موضاعات و دلایل خودخوری شمرده می شوند، اهمیت می دهند. زن ها از همان کودکی با بایدها و نباید های بیشتری مواجه می شوند. بدلیل حساسیت خانواده و جامعه بر روی دختر ها و زن ها این گروه از همان کودکی مورد امرو نهی و قضاوت بیشتری نسبت به پسران هم سن و سال خود قرار می گیرند. که منتهی به کاهش اعتماد بنفس و حسایت بیشتر آن ها بر رفتار و اعمالشان می شود. در نتیجه بیشتر خودشان را مورد قضاوت و سرزنش قرار می دهند.

 

علت خودخوری چیست 

به گفته روانشناسان خودخوری ممکن است ناشی از ضعف اعتماد بنفس ، داشتن تجربه قبلی در شکست خوردن، مورد تحقیر واقع شدن، حسادت، عدم توجه به تواناییهای فردی و تمرکز فکر بر روی موانع و کمبود های شخصی افراد باشد.

 

عواقب و عوارض خودخوری

هنگامی که فرد دچار خودسرزنشی و خودخوری می شود با کشمکش های درونی و ذهنی فراوانی درگیر می شود. گاه خودش را متهم ساخته و از شدت خشم برانگیخته می شود و گاه با تحقیرو سرزنش خود را منزوی و منفعل می سازد. همه این موارد باعث کاهش اعتماد بنفس می شود که در نتیجه آن زمینه مساعدی برای افسردگی و اضطراب ایجاد می شود. فرد خودخور با خودکم بینی و اعتماد بنفس پایین بیشتر فکر می کند و کمتر دست به عمل می زند. ترس از شکست و مورد قضاوت قرار گرفتن مانع او شده و به مرور برای این که کمتر آسیب ببیند خودش را منزوی می سازد. دراین شرایط فرد خودخورممکن است در معرض خطراعتیاد ووابستگی های عاطفی ناسالم قراربگیرد.علاوه بر آن می تواند باعث کاهش  قوای جسمی فرد  شده و منجر به اختلال در خواب، پرخوری و پیدایش دردهای بی علت گردد.

آیا شما هم مبتلا به خودخوری هستید. آیا دلتان می خواهد دست از سرزنش کردن و کوچک کردن خودتان بردارید. آیا ساعات و روزهای زیادی از بهترین سالهای عمرتان را با خودخوری و حرص خوردن های بیهوده تلف کرده اید. بهتر است به خودتان بیایید و بداد ذهن بیمارتان برسید.هیچ وقت دیر نیست…

 

 

 

درمان خودخوری:

مثل هر عادت بازدارنده و مشکل ساز دیگر، خودخوری هم یک ریشه و علت اصلی دارد. برای درمان این معضل ابتدا باید ببینیم علت مشکل چیست و کجاست. ذکر این نکته هم ضروری است که رهایی از این گفتگوهای درونی آزاردهنده در حالت پیشرفته خود کارآسانی نیست و نیازمند توجه و تمرین و ممارست می باشد. بهترین اقدام مراجعه به روانپزشک ومشاوراست. در ادامه راهکارهایی در جهت حذف این عادت ارائه خواهد شد که پیشتر در مقاله نشخوار ذهنی به تفضیل توضیح داده شده اند.

به خودخوری دستور ایست بدهید

بهترین روش برای توقف گفتگوهای درونی برخورد با آن در همان ابتدای شروع پیدایشش می باشد. به محض این که ذهنتان خواست شما را مورد سرزنش قرار دهد، به او دستور ایست بدهید. به ذهنتان بگویید فعلا وقت ندارم . الان باید روی فلان کار تمرکز کنم و بعدا مثلا آخر شب به تو می پردازم. با این روش حواس ذهنتان را پرت می کنید و به اصطلاح گولش می زنید . شاید لازم باشد چندین بار در طی روز از این شگرد استفاده بکنید . هر بار با آوردن بهانه ای از دست این دیالوگهای زجرآور فرار کنید. این طوری ذهنتان تا مدتی شما را رها خواهد کرد.

 

برای غصه خوردن زمان بگذارید

همانطور که گفته شد باید حواس ذهنتان را از تمرکز بر روی کمبودها و نواقصی که دارید منحرف کنید. این کار شاید برای بیشتر افراد راحت نباشد. برای آسانتر شدن امر بهتر است برای رسیدگی به خودخوری و توجه به مشکلات زمانی را اختصاص بدهید مثلا با خودتان قرار بگذارید روزی نیم ساعت از دست خودم شاکی می شوم و خودم را محکوم و مجازات می کنم و به بدبختی هایم فکر می کنم. همین که این زمان به پایان رسید فکر کردن را متوقف کنید و بروید سراغ کارتان.

 

جایگزین کردن افکار منفی با افکار ترجیحا مثبت

 

زمانی که شخص شروع به خودخوری می کند انواع افکار منفی را در سر خود دارد. مدام با توجه و تمرکز بر روی مشکلات و افکار قدیمی و اشتباهات گذشته اش خودش را نشانه می گیرد. اگر بیاموزید که بجای تمرکز بر روی این گونه افکار به اتفاقات خوب گذشته، موفقیتها و دستاوردهایتان ولو کوچک توجه کنید به مرور با تشکیل الگوهای ذهنی جدید عادت فکری خودتان را تغییر خواهید داد. بازهم جا دارد تکرار نماییم که این کار اصلا یکباره امکانپذیر نیست و نیاز به تکرار و تمرین دارد . در ابتدا شاید اصلا نتوانید جلوی افکار منفی و سرزنشگر خود را بگیرید. هر چه تلاش می کنید گویی نیرویی شما را دوباره وادار به فکر کردن به هماه مسایل قدیمی و ناراحت کننده می نماید. اگر این چنین است در قدم اول سعی کنید به موضوعاتی که کمی بار منفیشان کمتر است توجه نمایید . مثلا به جریانات روزمره زندگی. به جای تمرکز برروی بدترین افکار به موضوعاتی خنثی و نه چندان مهم فکر کنید. به کاری که همان لحظه دارید انجام می دهید، به روزی که خیلی سخت نگذشته و ارتباطی که هر چند عالی و هیجان انگیز نبوده اما عاری از تنش و جنگ و جدال بوده. ذهنتان را عادت بدهید و وادار کنید به نکات منفی کمتر فکر کند. برای این کارلازم است شما آگاهانه افکاری را جایگزین کنید و انرژی صرف کنید . چون در ابتدای راه هستید و این کار ممکن است برایتان مشکل باشد. هرچند هستند افراد استثنایی که بتوانند مدل فکری خود را یکباره متحول بسازند اما غالب انسان ها نیاز به تغییرات جزیی ولی مداوم و تمرین کردن و ممارست دارند.

زندگی کردن در زمان حال را بیاموزید

این جمله را زیاد شنیده اید .حال را دریاب. یا در لحظه زندگی کن. اما آیا در واقعیت می شود بدون توجه به ناکامی ها و شکست های گذشته و نگرانی های آینده فقط به این لحظه فکر کرد . در جواب شما می گویم بله. بعنوان شخصی که سالهای زیادی از عمرش رابا استرسها و گفتگوهای منفی قوی گذرانده و اکنون بعد از کلی تمرین توانسته تا حدودی در این کار مهارت کسب کند، می گویم که بله می شود . سخت است اما شدنی است. بلافاصله بعد از این که متوجه جنس افکارتان در جهت اتفاقات گذشته و حلاجی کردن چراها و یاداوری تلخی ها شدید یا در استانه افتادن در دام نگرانی برای آینده قرار گرفتید  مچ ذهنتان رابگیرید و با هوشیاری آن را بسمت لحظه حال و لذت بردن صرف از همان لحظه هدایت کنید. کم کم در این توانایی قدرت پیدا می کنید و زندگی در لحظه برای شما تبدیل به عادت خواهد شد.

 

به نقاط قوت خود توجه کنید

بهتر است بجای توجه به کمبودها و نداشته ها روی نقاط قوت شخصیت خودتان و داشته هایتان تمرکز کنید. برای غلبه برخودخوری باید در خودتان کاوش کنید و خوبی ها و داشته هایتان را برای خودتان پررنگ جلوه بدهید. هرکسی نقاط قوتی دارد که با کمی توجه می تواند آن ها را بیابد. روی این مزایا کار کنید تا با چشیدن طعم پیروزی و موفقیت در این زمینه ها اعتماد بنفس و روحیه خودتان را بالا ببرید.

حال با این روشها به جنگ خودخوری بروید و برای همیشه خلاص شوید.

 

آیا شما هم مبتلا به خودخوری هستید. آیا دلتان می خواهد دست از سرزنش کردن و کوچک کردن خودتان بردارید. آیا ساعات و روزهای زیادی از بهترین سالهای عمرتان را با خودخوری و حرص خوردن های بیهوده تلف کرده اید. بهتر است به خودتان بیایید و بداد ذهن بیمارتان برسید.هیچ وقت دیر نیست…